گورستان به زندگی ام تابید... بازی های کودکی ام روی این سنگهای مرده پلاسیدند. سنگها را میشنوم..... ابدیت غم...... کنار قبر انتظار چه بیهوده است؟! ________________________ یاران بی وفا.... چقدر خوب بود همه حرف همدیگر را می فهمیدند و بیرنگی لبخندها سوال برانگیز نبود! ای دوستانی که بی تفاوت از کنارم گذشتید و آسمان بارانی چشمانم را ندیدید! من قلب کوچکم را تقدیم شما کردم.... اما شما چه........!؟