قلم را دست دلم دادم تا هرچه خودش می خواهد بنویسد.! دلم فقط از تو نوشت، از نگاه مهربانت، از چشمان پر فروغت که هیچوقت غروب نمیکند، از صدای گرم ودلنشینت که دریای مهربانیست، از دستهایت که به لطافت گلبرگهای رازقیست. از دلت که دشتی پر از شقایق های قرمز است.... دلم همه چیز را نوشت،تمام خوبی های تو را، فقط از یک چیز نگفت وننوشت،......... آیا خودش هم در آن دشت شقایق جایی دارد؟.... کلامی از درویش...![]()

![]()









+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:40 AM توسط درویش |